عباس اقبال آشتيانى

157

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

ارجاس ملوث نگردانند . . . صاحب يلواج ترتيب كرده بود از جامهاى نسيج و زربفت بالوان گوناگون چنانك پيش از آن‌كس خيمه‌اى چنان نه افراخته بود و بارگاهى چنان نساخته و بر نمطى كه صورت آن اثبات يافت پادشاه جهان بر تخت نشسته بود و شهزادگان چون عقد ثريا بر دست راست او مجتمع و هفت برادر عالىفر در خدمتش به پاى ادب ايستاده « 1 » و از دست چپ خواتين بر مثال حور عين بنشسته و ساقيان سيم‌ساق كاسات قميز و شراب باباريق و اكواب مىگردانيدند و در ميان نوينان مقدم منكاسار در مقام قورچيان بنده‌وار ايستاده و بيتكچيان « 2 » و وزراء و حجاب و نواب مقدم ايشان بلغا آقا در مرتبه و مقام خويش صف‌زده و ساير امرا و حشم بيرون بارگاه هريك بجاى خويش بقدم ادب ايستاده و مدت هفته‌اى برين نمط سور و سرور بود و وظيفه بيت الشراب و مطبخ هر روز دو هزار سر گوسپند و جهت حضور بركاى تمامت را بطريق مشروع مىكشتند « 3 » و در ميانهء آن طوىها قدان اوقول « 4 » و برادر او ملك اوقول « 5 » و قراهولاگو « 6 » برسيدند و بر عادت معهود و رسم مألوف مراسم تهنيت بتقديم رسانيدند . » ( جامع التواريخ رشيدى ، طبع بلوشه « 7 » - ص 283 ، 286 . ) بعد از آنكه مخالفين منگو از واقعهء رسميت يافتن سلطنت او مستحضر گرديدند در صدد توطئه‌اى بر خلاف او برآمدند و در خيال حركت به سمت يورت اصلى چنگيزى بودند كه خبر حركت ايشان به منگو رسيد . خان جديد رؤساى ايشان را دستگير نمود و شخصا بتفحص احوال و كشف توطئهء آن طايفه قيام نمود و همگى را بوسيلهء حبس و بند و قتل سياست نمود و از جمله كسانى كه به ياسا رسيدند دو پسر ايلچيكتاى نويان سردار جنگ هرات و فرماندهء قشون مغول در ايران شرقى بودند كه بفرمان منگو سنگ بر دهانشان كوفتند تا جان دادند و پدر ايشان را هم در بادغيس دستگير كرده پيش باتو فرستادند و باتو او را نيز بقتل آورد . شيرامون و اغول‌غايمش و چينقاى نيز دستگير شده بقتل رسيدند و راه سلطنت به كلى بر منگو قاآن مصفّى گرديد . سياست منگو قاآن - منگو قاآن در مملكت‌دارى بىنهايت مواظب رعايت مقررات ياساى چنگيزى و آداب و مراسم مغول بود ولى چون در عهد او بواسطهء طول معاشرت و آميزش با متمدّنين ممالك مغلوبه صلابت و خشونت اوليهء خوانين مغول اندكى تخفيف يافته نظر ايشان در ترتيب ادارهء ممالك و معاملهء با ملل مغلوبه و رعايا وسعت

--> ( 1 ) - تولوى خان ده پسر داشت كه يكى از ايشان در حيات پدر فوت كرده ، اسامى هشت پسر ديگر او غير از منگو بقرار ذيل است : قوتوقتو ، قوبيلاى ، هولاگو ، اريق‌بوكا ، بوچك ، موكه ، سوتوكتاى ، سبوكتاى . ( 2 ) - بيتكچى يعنى منشى و دبير . ( 3 ) - بركاى يا بركه پسر جوجى كه قبول اسلام كرده بود . 4 و 5 - قدان اوقول و ملك اوقول هردو از پسران اوگتاىقاآن‌اند . ( 6 ) - قراهولاگو يا قرااوغول پسر ماتيكان بن جغتاى . ( 7 ) - Edg . Blochet